,هورمونی,الایزا,کیت,آزمایشگاه,فاسکو
 
 
1 نظرات  توصیه های یک پروفسور چینی
  تاریخ : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۴ تير  [20:2]  

توصیه های یک پروفسور



 
 
اگر کسی در حالت سکته قرار گرفت قبل از حمل به بیمارستان، با سوزنی تمیز سر 10 انگشت او را زخمی کنید تا دو قطره خون بیاید و از لخته در مغز جلوگیری شود.
 
 
 
توصیه های یک پروفسورچینی:
 
متحیر کننده است. توصیه های بسیار خوبی  هستند . چند دقیقه صرف مطالعه آن بکنید هرگز تصور نمی کنید که ممکن است زندگی یک نفر بستگی به شما داشته باشد.
پدر من بر اثر سکته فلج شد و سپس مرد. کاش من چیزی در باره این نوع کمک های اولیه می دانستم . هنگامی که  حمله صورت می گیرد مویرگها به تدریج در مغز پاره می شوند.
هنگامی که سکته اتفاق می افتد، آرامش خود را حفظ کنید. مهم نیست قربانی کجاست . او را حرکت ندهید چون مویرگهایش پاره خواهند شد. برای جلوگیری از سقوط قربانی ، کمکش کنید تا بنشیند 
 
1-      سوزن یا سنجاق را روی آتش استریل کنید بعد  با آن سر هر 10  انگشت مریض را خراش دهید.
2-     این طب سوزنی نیست فقط یک خراش یک میلی متری است روی سر انگشتان.
3-     خراش بدهید تا خون خارج شود.
4-     اگر خون خارج نشد، با انگشت خودتان سر انگشت مریض را فشار دهید.
5-     وقتی  از هر 10 انگشت خون خارج شد چند دقیقه صبر کنید تا بیمار هشیاری خود را باز یابد.
6-     اگر دهان قربانی کج شد لاله گوشهایش را آنقدر بکشید تا سرخ شوند.
7-     بعد هر لاله گوش را دو بار بخراشید تا از هر کدام دو قطره خون خارج شود.
بعد از چند دقیقه  قربانی باید هشیاری خود را بدست بیاورد.  منتظر بمانید تا بیمار دوباره وضعیت طبیعی خود را بدون هر گونه علامت غیر عادی به دست بیاورد.  سپس  او را به بیمارستان برسانید.   حرکت سریع آمبولانس در راه بیمارستان و افتادن در دست اندازها با عث پارگی مویرگها می شود.
من در باره نجات زندگی با حجامت از یک دکتر سنتی چینی به نام "ها بو تینگ" که در سون جیوک زندگی می کند آموختم.  به علاوه من در این زمینه تجربه عملی دارم. پس می توانم بگویم که این روش صد در صد موثر است.
در سال 1979 من در کالج "فور گاپ " در " تای چونگ" تدریس می کردم . یک روز بعد از ظهر مشغول تدریس بودم که ناگهان یک معلم دیگر نفس نفس زنان وارد کلاس شد و گفت : " خانم لیو عجله کن بیا ،  سوپروایزر  ما سکته کرده است."  من فورا به طبقه سوم رفتم  و دیدم آقای "چن فو تی ین"  سوپروایزر ما همه علائم سکته را دارد: رنگ پریدگی،  اختلال در تکلم  و کج شدن دهان.
فوراً ا ز یکی از  دانشجویان خواستم تا از داروخانه بیرون مدرسه یک سرنگ بخرد تا با آن سر انگشتان آقای چن را خراش بدهم.  وقتی ازهمه ده انگشتش قطرات خون ( اندازه یک نخود) خارج شد،  رنگ به چهره آقای چن  و روح به چشمانش بازگشت . ولی دهانش هنوز کج مانده بود. پس گوشهایش را کشیدم تا پر ا ز خون شدند وقتی کاملا سرخ شدند،  لاله گوش راستش را دو بارخراش دادم تا دو قطره خون خارج شود. وقتی از هرلاله گوشش دو قطره خون خارج شد ، یک معجزه رخ داد. در عرض 3-5 دقیقه شکل دهانش به حالت طبیعی خود برگشت و تکلمش هم روان و واضح شد.  او را گذاشتیم تا یک مدت استراحت کند و یک فنجان چای داغ هم دادیم بعد کمکش کردیم تا از پله ها پایین برود.  او را به بیمارستان "ویوا" رساندیم.  یک شب در بیمارستان بستری شد و روز بعد  برای تدریس به مدرسه بازگشت . همه چیز به حالت  نرمال در آمد.
به طور معمول قربانیان سکته از پارگی جبران ناپذیر مویرگها در راه بیمارستان رنج می برند. در نتیجه این گونه بیماران هرگز بهبود نمی یابند . 
بنابراین ، سکته دومین علت مرگ است. اگر کسی خوش شانس باشد، زنده می ماند ولی ممکن است تا آخر عمر فلج بماند.  این  اتفاق وحشتناکی است که در زندگی می تواند رخ دهد.
اگر همه ما این روش را به خاطر داشته باشیم و به سرعت پروسه  نجات زندگی را شروع کنیم قربانیان دوباره احیا شده و صد در صد حالت عادی خود را به دست خواهند آورد.
 

 

 

 

 

 

 

اگر ممکن است لطفاٌ این متن را پس از مطالعه به دیگران فوروارد کنید .  شاید به نجات زندگی یک نفر کمک کند.





0 نظرات  شاید دیگری را نجات دادی
  تاریخ : ۱۳۹۳ دوشنبه ۲ تير  [21:37]  

 

در یک مهمانی خانمي پایش به >سنگی خورد و با بشقاب غذا در دستش به >زمین خورد، علت زمین خوردنش کفش جدید ش >بود که هنوز به آن عادت نکرده بود. >دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و >بر نیمکتی نشاندند و جویای حالش >شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی >ندارد. >مهماندار بشقاب جدیدی با غذا به ایشان >داد.... خانم بعد از ظهر خوبی را به >اتفاق دوستانش گذراند و بسیار راضی به >اتفاق همسرش به خانه برگشت. > >چند ساعت بعد همسرش به دوستانی که >در  مهمانیبودند تلفن کرد و اطلاع >داد که ژولی را به بیمارستان برده اند. >خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در >بیمارستان فوت کرد و پزشگان علت مرک را >سکته مغزیA..V.C (Accident vasculaire c..ébral) تشخیص >دادند.. > > >چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در >پی می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با >چنین اتفاقی برخورد کنید و بتوانید >زندگی شخصی را نجات دهید > >یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید: بعد از >یک ضربه مغزی که منجر به خونریزی رگی در >ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده رادر >زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان >برسانند امکان بر طرف کردن حادثه و نجات >شخص بسیار زیاد است. ولی همواره باید >قادر به تشخیص حادثه بود و این عمل >بسیار ساده است. > >پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه >تشخیص حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از >تشخیص و قبل از سه ساعت باید شخص را به >پزشک رساند. > >متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا >بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند >با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را >نجات دهد.اگر در آن گاردن پارتی یک نفر >سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" >آن زن زیبا و جوان اکنون زنده بود... > >1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده >بخواهید به خندد. > >2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید >دو دستش را بالا نگه دارد.. > >3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید >یک جمله ساده را تکرار کند. مثلا" بگوید >خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد. > >اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به >انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری >اورژانس را خبر کرده و بیمار را به >بیمارستان منتقل کرده و به مسئول >مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق >را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در >جریان گذارد. > >یک متخصص قلب و یا اعصاب می گوید اگر کسی >این ایمیل را دریافت کند و حداقل آنرا >برای ده نفر دیگر ارسال دارد،مطمئن >باشد که در زندگی اش جان یک یا چند فرد >را نجات داده است.. > >توجه کنید، تعداد افرادی که این روزها >با اینترنت کار میکنند در دنیا چقدر است >و اگر ده نفر به ده نفر دیگر این ایمیل >را ارسال دارند،تعداد افراد آشنا با >این سئوالها به صورت تابع نمایی در کمتر >از یک ماه به میلیونها نفر خواهد رسید




0 نظرات  آدم ها مثل عکس ها می مونند
  تاریخ : ۱۳۹۳ دوشنبه ۲ تير  [21:35]  

 

آدم ها مثل عکس ها می مونند:
.
.
.
.
.
.

زیاد بزرگشون کنی، کیفیتشون میاد پایین...




1 نظرات  شما رو به دستان خدا می سپارم
  تاریخ : ۱۳۹۳ دوشنبه ۲ تير  [21:33]  

 

دستها !

یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار می ارزه.
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار می ارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه.

-------------------------------------------------
یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بی ارزه.
یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار می ارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه.

-------------------------------------------------
یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است.
یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها می ارزه...
بستگی داره تو دست کی باشه.

-------------------------------------------------
یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه.
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه.
بستگی داره تو دست کی باشه.

-------------------------------------------------
یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است.
یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده.
بستگی داره تو دست کی باشه.

-------------------------------------------------
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه.
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه.
بستگی داره تو دست کی باشه.

-------------------------------------------------
همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه.
پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار چون...
بستگی داره تو دست کی باشه.

-------------------------------------------------
این پیام تو دستای توست.
باهش چی کار می کنی؟
بستگی داره تو دستای کی باشه !

روز خوبی داشته باشی




0 نظرات  روایتی زیبا و عبرت آموز
  تاریخ : ۱۳۹۳ دوشنبه ۲ تير  [21:30]  


>
> >
> > بسم الله الرحمن
> > الرحيم
> >
> > > قصه ای از
> > اميرالمومنين عليه السلام
> > قصه ای زيبا و
> > تاثيرگذار.
> >
> > سه برادر
> > نزد امام علی عليه السلام آمدند و
> > گفتند
> > ميخواهيم اين مرد
> > را که پدرمان را کشته قصاص کنی.
> > امام علی (ع) به آن مرد
> > فرمودند: چرا او را کشتی؟
> > آن مرد عرض کرد: من چوپان
> > شتر و بز و ... هستم.
> > يکی از
> > شترهايم شروع به خوردن درختی از
> > زمين پدر اينها کرد،
> > پدرشان شتر را با سنگ زد
> > و شتر مرد،
> > و من همان سنگ
> > را برداشتم و با آن به پدرشان ضربه
> > زدم و او مرد.
> > امام علی
> > عليه السلام فرمودند: بر تو حد را
> > اجرا ميکنم.
> > آن مرد
> > گفت: سه روز به من مهلت دهيد.
> > پدرم مرده و برای من و
> > برادر کوچکم گنجی بجا گذاشته
> > پس اگر مرا بکشيد آن گنج
> > تباه ميشه،
> > و به اين
> > ترتيب برادرم هم بعد از من تباه
> > ميشود.
> > اميرالمومنین (ع)
> > فرمودند: چه کسی ضمانت تو را
> > ميکند؟
> > مرد به مردم نگاه
> > کرد و گفت اين مرد.
> > اميرالمومنين (ع) فرمودند:
> > ای اباذر آيا اين مرد را ضمانت
> > ميکنی؟
> > ابوذر عرض کرد:
> > بله. اميرالمومنين
> > فرمود: تو او را نميشناسی و
> > اگر فرار کند حد را بر تو اجرا
> > ميکنم!
> > ابوذر عرض کرد: من
> > ضمانتش ميکنم يا اميرالمومنين.
> > آن
> > مرد رفت . و سپری شد روز اول و دوم و
> > سوم ...
> > و همه مردم نگران
> > اباذر بودند که بر او حد اجرا
> > نشود...
> > اندکی قبل از اذان
> > مغرب آن مرد آمد.
> > و در
> > حاليکه خيلی خسته بود، بين دستان
> > اميرالمومنين قرار گرفت
> > و عرض کرد: گنج را به برادرم
> > دادم و اکنون زير دستانت هستم
> > تا بر من حد را جاری کنی.
> > امام علی (ع) فرمودند:
> >
>
> > چه چيزی
> > باعث شد برگردی درحاليکه
> > ميتوانستی فرار کنی؟
> >
> > آن مرد
> > گفت:
> > ترسيدم که بگويند "وفای به
> > عهد" از بين مردم رفت...
> >
> > اميرالمونين از
> > اباذر سوال کرد: چرا او را ضمانت
> > کردی؟
> >
> > ابوذر
> > گفت:
> > ترسيدم که بگويند "خیر رسانی و
> > خوبی" از بین مردم رفت...
> >
> > اولاد مقتول
> > متأثر شدند و گفتند: ما از او
> > گذشتيم... اميرالمومنين عليه
> > السلام فرمود: چرا؟
> >
> > گفتند: ميترسيم که
> > بگويند "بخشش و گذشت" از بين
> > مردم رفت...
> >
> > و اما من اين
> > پيام را برای شما فرستادم تا
> > نگويند "دعوت به خير" از ميان
> > مردم رفت..
> >
> > التــــــماس دعـــــا
> >




نام کاربری :
نام رمز :
 

آدرس این وب لاگ
 
مهدی برات پور
mehdi_labrator
آرشيو نوشته ها
1393/4   1392/8   1392/5  
1393/3   1392/6   1392/10  
پیوندها
زندگي

کلیه حقوق معنوی و مادی این سایت برای شرکت تحقیقاتی تولیدی فارمد آوران سبز محفوظ است 2017®

استافیلوکوکوس, اکولوژیکی, گرانولوسیت, زخم یا ترك خوردگی انتهای روده, ترنس, اسکلروتیوم, جویدن آدامس, Amorphous, دندانهاي شيري, لوپوس, کیت ويتامين دي, نیتروفنیل, UFSBD, پلاكهاي, تیروزین, هليكوباكتر, آب مروارید, نیکلس, اوتیسم و آلزایمر , BLOOD UREA NITROGEN, Liberman-buchard, گلوکومترهایی, نمک, میکروب شناسی, آمیلوئدوز, Calcifidiol, تحقيقاتي, انجام آزمایشات روتین, ميكروسكوپ‌, لانست, آبريزش, تخریب‌پذیر, كاشت ناخن, طرح كنترل كيفي فاسكو, ژن PIA2 , Haemorrhagic, سرطانهای بدخیم, میکروسکوپ الکترونی, دانشگاه منچستر, ميكروسيت, کتواسیدوز, مرفین, بيوتكنولوژي, پروتئین RB, قهوه, دترجنت‌های, مسواک زدن , rheumatoid, میکروولها, ماکروفاژها, گالاکتوز, دومین کنگره سالیانه اخلاق پرستاری, ملانژور, ایدز, заліў, کوکوباسیل, لوگول, سیلیکون, لانژو, نيتريت, پلاسمودیوم, لوسمي, کیت‌های, كمپلمان, RIA, هموسيستئين, لوپوس, آلدولاز, ميانگين, هموژن,