آیا به دیدن میتوان اعتماد کرد؟

۱۳۹۳ سه شنبه ۱۳ خرداد 16:31 | sss

نظرات : 3

میگن شنیدن کی بود مانند دیدن اما من میگم دیدن وشنیدن کی بود مانند حقیقت خیلی چیز هارو میشنویم و در انتقال آنها به دیگران از هیچ تلاشی دریغ نمیکنیم. راستی شنیدی فلانی................... خیلی چیز هارو میبینیم و دیگرانو دعوت به دیدن میکنیم. بابا اونجا رو نگاه کنید فلانی داره............... چه زندگی هایی که با حرفامون و چشمامون خراب نمیشه نمیگم چشم وگوشتون رو ببندید فقط خوب گوش بدید و خوب نگاه کنید هر آنچه که میبینیم و میشنویم حقیقتی آشکار دارن سعی کنید حقیقتو ببینید وبشنوید نه سایه های اطرافشو

عیدی

۱۳۹۲ شنبه ۱۷ اسفند 18:4 | sss

نظرات : 2

عیدی دادن وعیدی گرفتن حکمتی دارد حکمتش چیست؟ بعضی آدمای مهربون لحظه تحویل سال نو شاد نیستند مشکلاتشون اینقدر زیاد بوده که اصلا متوجه تغییر سال نمیشند حتی نتونستند چیز جدیدی برای خود تهیه کنند یا پولشو نداشتند یا انگیزشو! خلاصه بهشون یک هدیه کوچیک میدن تا لبخند رو لباشون بشینه پس عیدی و نوع عیدی مهم نیست مهم لبخندی ست که حاصل می شود گاهی لبخند نیز یک هدیه است هدیه ای که نه حقوق میخواهد نه پول توجیبی میخواهد نه کارت عابر بانک میخواهد نه  ارزش افزوده دارد بلکه دلی میخواهد که دلتکونی شده باد نه خونه تکونی! یک لبخند تقدیم به دل های سرشار از بهارتان

صداقت عمل وصبر

۱۳۹۲ سه شنبه ۱۵ بهمن 15:46 | sss

نظرات : 0

هر حرفی نیاز به صداقت دارد هر صداقتی درگرو عمل به آن است وهر عملی در گرو صبر وشکیبایی میسر خواهد شد. آنگاه زندگی زیبا خواهد شد نه زمانی که با دروغ حرفی را روانه بازار میکنند و هیچ گاه آن حرف را در عمل اثبات نمیکنند ودر جواب چراهایی که پیش می آید تصمیم آنی گرفته و یک عمر خود واطرافیان را به بدبختی مبتلا می کنند  امیدوارم که هیچگاه حرفی را بدون صداقت نگویید!  

انسان بودن

۱۳۹۲ جمعه ۲۵ مرداد 20:1 | sss

نظرات : 0

آنگاه که از بی خبری به خود می آیم وبه خویشتن خویش میپردازم این را میدانم که روح من در فهم وادراک حقایق نیرومند است ولی وقتی به درستی مینگرم خود را عاجز از نگریستن میدانم و از درک حقایق سخت ناتوانم وبر من مسلم است که من نیز یک انسانم واین انسان بودن هم باعث فخر من است هم مایه ی سرشکستگی من  تا این سرمایه را درکجا بکار ببرم

پله پله با خدا نه پله پله تا خدا

۱۳۹۰ پنج شنبه ۳۰ تير 23:31 | sss

نظرات : 0

گاهي براي رسيدن به خدا بايد پله هارو يكي يكي پايين بياي چون خدا هميشه بالا نيست بلكه  پايين پله ميمونه اگه پله هارو خودت تنها بري بالا به  اوج ميرسي ولي در واقعيت به هيچ جايي نميرسي امااگه دستتو بزاري تو دست خدا تا اوج پله ها باهاشي وهيچ وقت تنهات نميزاره. در اوج بودن نشان با خدا بودن نيست. خدا همين نزديكيست كافيست وجودشو با دلت ببيني