جهنم فروخته شد لازم نیست بهشت را بخرید!!!

۱۳۸۹ چهارشنبه ۱۰ شهريور 18:10 | maslahat

نظرات : 1

  خبر فوری؛ جهنم فروخته شد،لازم نیست بهشت را بخرید! در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: - قیمت جهنم چقدره؟ کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟! مرد دانا گفت: بله جهنم. کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید. کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: - ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم. اسم ان مرد، کشیش مارتین لوتر بود

تحصیل در اروپا

۱۳۸۹ پنج شنبه ۲۸ مرداد 2:5 | maslahat

نظرات : 0

  تحصیل در اروپا یك زوج جوان برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا عازم کشوری اروپایی شدند. در آنجا پسر كوچکشان را در یک مدرسه ثبت نام کردند تا  او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند. روز اوّل كه پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف كن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟ پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار كشیدن به ما گفتند، خانم معلّم برایمان یك كتاب قصّه خواند و یك كاردستی هم درست كردیم...   پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تكرار كرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش كردیم، یاد گرفتیم كه چطور اعتماد به نفسمان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به كتابخانه رفتیم و به ما یاد دادند كه از كتاب های آنجا چطور استفاده كنیم. بعد از چندین روز كه پسر می رفت و می آمد و تعریف می كرد، پدر كم كم نگران شد چرا كه می دید در مدرسه پسرش وقت كمی در هفته صرف ریاضی، فیزیك، علوم، و چیزهایی كه از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آنجایی كه پدر نگران بود كه پسرش در این دروس ضعیف رشد كند به پسرش گفت: پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیك كار كنم. بنابراین پسر دوشنبه ها  مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند كه چرا پسرتان نیامده. گفتند مریض است !!! دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یك بهانه ای آوردند ! بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشكوك شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت كند. وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی كرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف كرد. گفت كه نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می كند كه چرا در مدارس اروپایی این قدر كم درس درست و حسابی می خوانند...؟! مدیر پس از شنیدن حرف های پدر كمی سكوت كرد و سپس جواب داد: ما هم 70 سال پیش مثل شما فكر می كردیم !!!

تفسیر ABG

۱۳۸۹ شنبه ۲۳ مرداد 17:50 | maslahat

نظرات : 0

  پارامترهاي اصلي جهت تفسير گازهاي خون شرياني علاوه بر PaO2 و O2 Sat، ساير مقادير لازم براي تفسير اختلالات اسيد و باز شامل PH، PaCO2، HCO3، Base Excess (BE)، Total CO2Conent ، BD و Anion Gap است. PH PH طبيعي خون بين 7.35 تا 7.45 است. PH بالاتر از 7.45 آلكالمي و PH زير 7.35 اسيدمي گفته ميشود. بطور متوسط ميزان آن 7.40 در نظر گرفته مي شود. PaCO2 نمايانگر ميزان دي اكسيد كربن موجود در خون شرياني است. ميزان طبيعي آن 35-45 ميلي متر جيوه است. افزايش بيش از 45 mmHg اسيدوز تنفسي و كاهش آن از 35mmHg آلكالوز تنفسي ناميده مي شود. HCO3 ميزان طبيعي يون بيكربنات بين 22 تا 2۶ ميلي اكي والان در ليتر است. افزايش آن از۲۶ ميلي اكي والان در ليتر بيانگر آلكالوز متابوليك و كاهش آن از 22 ميلي اكي والان درليتر بيانگر اسيدوز متابوليك است. افزايش باز (Base Excess) (BE) در شرايطي كه PaCO2 در حرارت 37 درجه سانتيگراد، معادل 40 mmHg بوده و كمبود اكسيژن نيز وجود نداشته باشد، BE به مقدار اسيد يا بازي اطلاق مي گردد كه براي حفظ PH در حد طبيعي و نيز حفظ بيكربنات به ميزان 24 ميلي اكي والان در ليتر مورد نياز است. مقدار طبيعي BE بين 2+ و2- متغيير بوده و بر حسب ميلي اكي والان در ليتر بيان مي شود. افزايش BE از 2+ نمايانگر احتباس باز غير فرار و يا به عبارت ديگر آلكالوز متابوليك و كاهش BE از 2- نمايانگر احتباس اسيد غير فرار و يا به عبارت ديگر اسيدوز متابوليك است. باز بافری (Buffer Base) (BB) يك معيار تشخيصي براي تغييرات متابوليك اسيد و باز است. BB حاصل جمع آنيونهاي پلاسما يعني بيكربنات، پروتئين، هموگلوبين و فسفاتها بوده و مقدار آن معادل 42 ميلي مول در ليتر است (BB = BE +42). از آنجا كه BE پلاسما در حال تعادل تقريبا برابر با صفر است، BB = 42 خواهد بود كه در صورت آلكالوز متابوليك مقدار آن افزايش يافته و در صورت اسيدوز متابوليك، از ميزان آن كاسته مي شود. تغييرات CO2 شرياني بر BB بي تاثير مي باشد. روش تفسير برگه آزمايش گازهاي خون شرياني (ABG) مرحله اول مشاهده مقدار PaO2 و O2 Sat : ابتدا به PaO2 توجه شود كه آيا بيمار دچار هايپوكسمي است؟ PaO2 به اكسيژن محلول در خون بر ميگردد و در حالت طبيعي مقدار آن بين 100 - 80 ميلي متر جيوه است. PaO2 بين 60 تا 79 ميلي متر جيوه را هايپوكسي خفيف، بين 40 تا 59 ميلي متر جيوه را هايپوكسي متوسط و كمتر از 40 ميلي متر جيوه را هايپوكسي شديد مي نامند. مقادير زير 40 ميلي متر جيوه بسيار مخاطره آميز است. O2 Sat يا درصد اشباع هموگلوبين از اكسيژن مي باشد كه به مقدار PaO2 و عوامل موثر بر منحني شكست اكسي ـ هموگلوبين وابسته است. بجز در افراد مبتلا به COPD ميزان O2 Sat زير 80% احتمال خون وريدي را مطرح مي نمايد. مرحله دوم با توجه به PH مشخص مي شود كه در وضعيت نرمال يا اسيدي يا بازي قرار داريم. PH زير 7.40 اسيدي و پايين تر از 7.35 اسيدوز خوانده مي شود همچنين PH بالاي 7.40 قليايي و بالاتر از 7.45 آلكالوز تلقي مي شود. مرحله سوم با توجه به PaCO2 مشخص شود كه اسيدوز تنفسي يا آلكالوز تنفسي يا حالت نرمال وجود دارد. PaCO2 كمتر از 35 آلكالوز تنفسي و بالاتر از 45 اسيدوز تنفسي است. مرحله چهارم به يون بيكربنات HCO3- توجه مي شود تا مشخص گردد كه اسيدوز متابوليك يا آلكالوز متابوليك يا حالت نرمال وجود دارد. مقادير بيش از 28 ميلي اكي والان در ليتر نمايانگر آلكالوز متابوليك و كمتر از 22 ميلي اكي والان در ليتر نشان دهنده اسيدوز متابوليك است. مرحله پنجم به مقدار BE توجه شود، اين معيار براي تفسير اسيدوز و آلكالوز با منشا متابوليك دقيق تر از يون بيكربنات است. در صورتيكه بيش از 2+ باشد نمايانگر آلكالوز متابوليك و اگر كمتر از 2- باشد نمايانگر اسيدوز متابوليك است. مرحله ششم آيا PH جبران شده است يا بدون جبران؟ در بدن مكانيزمهاي جبراني (بافري، تنفسي، متابوليك) در زمان اختلالات اسيدو باز فعال ميشوند پس يكي از سه حالت زير وجود دارد : الف) بدون جبران در اين حالت PH غير طبيعي بوده، PaCO2 يا HCO3 نيز غير طبيعي هستند. در اين حالت با توجه به PH. نوع اختلال (اسيدوز يا آلكالوز) مشخص مي گردد و PaCO2 بيانگر اختلال تنفسي و HCO3 نمايانگر اختلال متابوليك خواهد بود. مثال: PaO2 = 60mmHg PH = 7.25 , PaCO2 = 50mmHg , HCO3 = 22meq/l با توجه به PH و بر اساس PCO2 تشخيص اسيدوز تنفسي جبران نشده ميباشد. قانون I : اگر تغييرات PH و PaCO2 در جهت مخالف يكديگر باشد، يك بيماري تنفسي وجود دارد : PH = 7.32 PaCO2 = 50 mmHg HCO3 = 24meq/l قانون II : اگر تغييرات PH و HCO3- هم جهت باشند، يك بيماري متابوليك وجود دارد : PH = 7.32 PaCO2 = 40 mmHg HCO3- = 18 meq/l ب ) جبران ناقص در اين حالت PH ، HCO3 و PaCO2 هر سه غير طبيعي هستند. بدين معني كه مكانيسمهاي جبراني فعال شده اند اما موفق به اصلاح كامل PH نشده اند. براي تشخيص اختلال اوليه و مكانيسم جبراني، ابتدا به مقادير HCO3 و PaCO2 توجه مي شود و سپس PH مد نظر قرار مي گيرد و قانون سوم مطرح ميشود : قانون III : اگر تغييرات PaCO2 و HCO3- هم جهت باشند، بدن در حال جبران عدم تعادل است : PH = 7.30 PaCO2 = 25 mmHg HCO3- = 12 meq/l در اين مثال يك بيماري متابوليك وجود دارد. كاهش PaCO2 يك مكانيسم جبراني است و تشخيص اسيدوز متابوليك با جبران ناقص سيستم تنفسي مي باشد. ج ) جبران كامل در اين حالت PH طبيعي، ولي PaCO2 و HCO3- هر دو غير طبيعي هستند. قانون IV : در وضعيت جبران كامل، براي تشخيص اختلال اوليه و مكانيسم جبراني ابتدا با نگاه كردن به مقادير HCO3- BE و PaCO2 نوع اختلال را مشخص كرده، سپس به مقدار PH توجه مي كنيم: 1ـ در صورتيكه ميزان PH بين 7.35 – 7.40 بود، علت اوليه اسيدوز است. 2ـ در صورتيكه ميزان PH بين 7.40 – 7.45 بود، علت اوليه آلكالوز است. مثال : PH = 7.42 PaCO2 = 50 mmHg HCO3- = 32 meq/L تشخيص : آلكالوز متابوليك، اسيدوز تنفسي، جبران كامل بيماري اوليه : آلكالوز متابوليك (با جبران كامل)

آیه قران در مورد آینده علوم آزمایشگاهی

۱۳۸۹ شنبه ۱۶ مرداد 13:33 | maslahat

نظرات : 0

  با سلام خدمت تمام همکاران عزیز در تمامی نقاط ایران عزیز، نظر شما در مورد آینده رشته علوم آزمایشگاهی و آیه مبارک زیر از قران کریم چیست و چه ارتباطی بین این دو مسئله وجود دارد. ان الله لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. به درستی که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان خود بخواهند.

اسفندیار در آزمایشگاه

۱۳۸۹ شنبه ۱۶ مرداد 13:14 | maslahat

نظرات : 0

  اسفندیار در آزمایشگاه راویان اخبار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار چنین روایت کنند؛که روزی اسفندیار روئین تن را دردی در تن افتاد؛آنچنان که جملگی طبیبان از معالجت وی عاجز گشتندی و زه آب دیدگان گشوده و اظهار عجز نموده,تشخیص قطعی به جواب حتمی آزمایش حوالت کردند: دکترش گفت بایدCBCدهی                                                                                                                                           هم شمارش Whiteرا هم U.C دهی! مادرش گفت:ما کجا باید رویم؟                                   هر کجا گویی تو آنجا می رویم گفت فرزند،جرجانی بهتر است                                                                    آزمایشگاهش کمی آنورتر است گفت دکتر،رو به دانش مستقیم!                              تستها را دستی گذارد این حکیم! القصه روئین تن با دلی خسته و پشت از بار درد شکسته؛آسه آسه،رفت تا آزمایشگاهی که دکتر خواسته؛ گرز بر دوش و خود بر سر                                                                                                                                                 به پذیرش رفت یکسر نسخه ای از جیبش استخراج کرد                                                                         جای پنج شش نفر اشغال کرد گفته آمد اندکی صبر ای پسر                                                                                                                                      گفت جان روئینت همی آید به سر درد روئین تنت را می کشد                                                                                                                                          می نبینی آه از دل می کشد؟ چند گاهی بدین منوال رفت                                                                                                                             تا که اسفندیار خود از حال رفت تا به هوش آمد مادر را گفت ننه!                                                                        تا به کی باید نشینیم این همه؟ ساعتی بگذشت و نامش ناگهان                                                                     از فراز آمد چون گرزی گران فی الجمله اسفندیار مهای نمونه گیری شد و ترسی بر او غالب آمد که همگی ضربات گذشته که بر پیکرش نشسته را فراموش و چون موش شد: تو گویی که او نام رستم شنید                                                                                                                                          چونکه نا گه لرزه ای بر او تنید و اصحاب خرد نیک می دانند که این لرز نه از بهر رستم بود بلکه از ترس سوزن بود!و چنین شد که: تن روئین بر نشتر مویین سپرد                                                                                                                           مادرش هم با گلایه اشکهایش می سترد سپید پوش همکار هم نگاهی عاقل اندر سفیه بر آن پیکر رفیع انداخت و نشتر به دست بی محابا قصد دستش نمود.و شوری از وی براگیخت چنانکه پلنگان از گوران!          چنین گفت سپید پوش به اسفندیار                                                                                                                                              این زره رو از تنت زود در بیار!         تا که گفتم؛مشت خود را باز کن                                                                                                                  هم شمارش تا به ده آغاز کن        نشتری زد تیز و تک بر آن سوار                                                                                                      کو همی گفت این جهان شد تار تار القصه روئین تن همچنان پیچان از درد گران بر بازوان انگشت را روی پنبه می فشرد.مادرش هم اشکهایش می سترد.هنوز لختی نگذشت که روئین تن بی صبر از جای کسست:        گفت منشی را پس جواب ما کجاست؟                                                                                   اینچنین معطل نمودن کی سزاست؟       گفت منشی که تستت Statاست                                                                                                                             حداکثر انتظار یک ساعت است و هنوز بقیتی از ساعت معهود،مانده بود که جوابی بر وی عرضه گردید خواندنی! بر گرفته از خبرنامه علوم آزمایشگاهی نوشته فرهود صفرنیا