افزایش یکپارچگی DNA پلاسما در بیماران سرطانی
 

- +
عنوان
ایمیل  
 

مدیر سایت ارسال کننده
Brant G. Wang, Han-Yao Huang, Yu-Chi Chen, Robert E. Bristow, Keyanunoosh Kassauei, Chih-Chien Cheng,Richard Roden, Lori J. Sokoll, Daniel W. Chan, and Ie-Ming Shih2 نویسنده / نويسندگان
زهرا ریخته گران تهرانی مترجم
تومور - بیو مارکر - بد خیمی - DNA کلید واژه
DNA رها شده از تومور به داخل خون، نمایند بیومارکری نویدبخش در تشخیص سرطان است. بدیهی است که نکروز توموری باعث رهاسازی DNA با سایزهای متنوع می شود، که این برخلاف آپوپتوز در بافتهای نرمال می باشد که قطعات کوتاهتر و یکنواخت تری را آزاد می کند. بمنظور آزمایش این فرضیه که افزایش یکپارچگی DNA، یعنی زنجیره DNA بلندتر، مارکری مرتبط باتومور در پلاسماست، ما شاخص یکپارچگی DNA ژنومی را در DNA پلاسما با استفاده از روش real-time PCR تعیین نمودیم. شاخص یکپارچگی DNA و غلظت DNA در پلاسمای 61 بیمار مبتلا به سرطانهای سینه و دستگاه ادراری-تناسلی و 65 بیمار زن غیر مبتلا به بدخیمی اندازه گیری شد. ما دریافتیم که ناحیه زیرین منحنی ROC1 در مورد شاخص یکپارچگی DNA، برای سرطان در برابر بیماران غیر بدخیم 0.911 بود. با فرض ویژگی 100%، بالاترین حساسیت بدست آمده در تشخیص گروه سرطانی برابر 0.62 (با فاصله اطمینان 95%=0.74-0.50) در cutoff برابر 0.59% بود. پنجاه درصد سرطانهای در مرحله (l) دارای شاخص یکپارچگی DNA بالاتر از این cutoff بودند. همه 11 بیمار دارای توده های زائد خوش خیمی که بطور بالینی امکان تشخیص اشتباه بدخیمی های دستگاه ادراری-تناسلی را داشتند، شاخص یکپارچگی DNA پایینتر از 0.59 را نشان دادند. یافته های ما نشان می دهد که شاخص یکپارچگی DNA در DNA پلاسما با سرطان مرتبط است و اندازه گیری یکپارچگی DNA می تواند روشی ساده و ارزان برای تشخیص سرطان مهیا نماید. چکیده
Departments of Pathology [B. G. W., Y-C. C., K. K., C-C. C., R. R., L. J. S., D. W. C., I-M. S.], Epidemiology [H-Y. H.], and Gynecology and Obstetrics [R. E. B., I-M. S.], The Johns Hopkins Medical Institutions, Baltimore, Maryland 21231 منابع
. .
 
افزایش یکپارچگی DNA پلاسما در بیماران سرطانی

مقدمه
DNA رها شده از تومور به داخل خون، بیومارکری نویدبخش را در تشخیص سرطان ارائه می دهد. اینکه تومورهای بدخیم جامد، حجم وسیعی از DNA ژنومی را احتمالا بدلیل نکروز و آپوپتوز سلولی به داخل جریان خون رها می سازند، بخوبی قابل قبول و شناخته شده است. DNA رها شده از تومور می تواند بصورت حاصل تغییرات ژنتیکی اختصاصی، شامل تغییرات microsatellite، ناهماهنگی اللی، ترانسلوکاسیون، موتاسیون و حضور ژنهای ویروسی، تشخیص داده شود. گرچه این انحرافات ژنتیکی می توانند دارای کاربرد بالینی باشند، برخی مشکلات تکنیکی کاربرد عملی آنها را در غربالگری سرطان به چالش کشانده است. برای این منظور استفاده از چند مارکر مورد نیاز است، بدلیل آنکه تغییرات ژنتیکی مانند موتاسیون در ژنهای KRAS و BRAF و ناپایداری microsatellite در اکثر کارسینوماها وجود ندارد. گرچه موتاسیونهای مربوط به ژنp53 و DNA میتوکندریایی شیوع بیشتری در بسیاری از انواع سرطان دارد، تکنیکهای ساده و معتبر جهت تشخیص این موتاسیونها در خون بدلیل عدم وجود موتاسیونها در نقاط شایع (hot spot) برای تسهیل تشخیص آنها هنوز در دسترس نیست. بتازگی ما نشان دادیم که ناهماهنگی اللی در DNA پلاسما از آنجاییکه بوسیله آنالیز پلی مرفیسم تک نوکلئوتیدی دیجیتالی قابل تشخیص است، میتواند نویدبخش تشخیص اولیه سرطان باشد؛ گرچه، این تکنولوژی نوین برای غربالگری سرطان در سطح وسیع هنوز در دسترس نیست. این امر بیشتر بدلیل پیچیدگیهای تکنیکی و هزینه بالای مربوط به این تستهاست. بنابراین روشی ساده و ارزان بمنظور تشخیص اولیه سرطان در غربالگری های وسیع مطلوب می باشد.
در تلاشی برای دستیابی به این هدف، ما روشی را بر مبنای real-time PCR گسترش دادیم تا بتوانیم یکپارچگی زنجیره DNA مربوط به DNA پلاسما را برمبنای فرضیه ای که شرح آن در ادامه می آید، ارزیابی نماییم. نکروز توموری فرآیندی است که مکررا در توده های بدخیم جامد اتفاق می افتد، و طیفی از قطعات DNA با سایزهای مختلف را بدلیل تجزیه ناکامل و بی نظم DNA ژنومی براثر داکسی ریبونوکلئازهای متفاوت تولید می کند. برعکس مرگ سلولی در بافتهای نرمال، بیشتر بواسطه آپوپتوزیس صورت می گیرد که به تولید قطعات یکنواخت و کوچک DNA با حدود 200-185 جفت باز می انجامد. برای آزمایش این فرضیه، ما یک مطالعه case control را برای اندازه گیری یکپارچگی زنجیره DNA با استفاده از روش real-time PCR در مجموع 126 نمونه حاصل از بیماران مبتلا و غیرمبتلا به بدخیمی، ترتیب دادیم.

مواد و روشها
نمونه ها و جداسازی DNA ژنومی. نمونه های پلاسما ازGynecological Pathology Tumor Bank و بخش شیمی بالینی بخش پاتولوژی بیمارستان Johns Hopkins بدست آمد. استفاده از نمونه های بالینی توسط کمیسیون بررسی سازمانی محلی، مورد موافقت قرار گرفت. این نمونه ها شامل 61 بیمار زن مبتلا به بیماریهای بدخیم و 65 بیمار زن غیرمبتلا به بیماریهای بدخیم بود. اختلاف قابل ملاحظه ای بین سن بیماران گروه بدخیم 51.7+-15.4) سال) و گروه کنترل 50.1+-11.6) سال) وجود نداشت. تشخیصهای اختصاصی بیماران در جدول 1 موجود است. 12 نمونه بدخیم مربوط به مرحله (l) بیماری، شامل 4 تومور تخمدان، 5 کارسینومای اندومتر و 3 کارسینومای سینه بود. پس از سانتریفیوژ خون (ml10-5) در g 2000 بمدت 10 دقیقه، نمونه های پلاسما (500μl) از بالاترین بخش پلاسما بدقت جمع آوری گردید. DNA از200μl پلاسما با کیت QIAamp DNA Blood Kit (Qiagen, Valencia, CA) جداسازی شد. DNA ژنومی نیز از رده سلولی OVCAR3 (AmericanType Culture Collection, Manassas VA) ، بعنوان کنترل جداسازی شد. کیت سنجش کمی DNA دو زنجیره ای PicoGreen (Molecular Probes, Inc.)، برای اندازه گیری غلظت DNA، مطابق دستورالعمل کیت مورد استفاده قرار گرفت.


جدول 1. وضعیت بیماران موجود در این مطالعه




آنالیز یکپارچگی زنجیره DNA. یکپارچگی زنجیره DNA، بوسیله real-time PCR نیمه کمی با استفاده از i-Cycler (Bio-Rad, HerculesCA)، برای تعیین شاخصی از یکپارچگی اندازه گیری شد، که بصورت نسبت فراوانی نسبی محصولات PCR، 400 به 100 جفت بازی از ژن βاکتین که احتمالا در سلولهای توموری و نرمال، موجود است، تعیین شد. دو μl از DNA در مخلوط 10 میکرولیتری PCRشامل بافر PCR، 3 mM MgCl2، 2mM داکسی نوکلئوتید تری فسفات،0.07 unit/μl آنزیم Taq (Invitrogen,Carlsbad, CA) استفاده شد. تکثیر (Amplification) با دو بار تکرار از طریق مجموعه پرایمرهای تولید شده توسط Genelink (Hawthorne, NY) انجام گرفت. هر دو قطعه 100 و 400 جفت بازی با استفاده از یک پرایمر مستقیم تکثیر شد: -GCACCACACCTTCTACAATGA-3′ ′5 پرایمرمعکوس داخلی برای محصول100 جفت بازی-GTCATCTTCTCGCGGTTGGC-3′ ′5 و برای 400 جفت بازی -TGTCACGCACGATTTCCC-3′′5 بود. PCR در شرایط زیر انجام گرفت: دناتوراسیون بمدت 3 دقیقه د ر Cº95 و سپس 45 سیکل دناتوراسیون در Cº95 برای 30 ثانیه؛ annealing در Cº57 (100 جفت باز) یا Cº56 (400 جفت باز) برای 30 ثانیه، extension در Cº72 بمدت 10 ثانیه (100 جفت باز) و 15 ثانیه (400 جفت باز). نرم افزار Bio Rad i-cycler تغییرات رنگ فلورسنت Cyber Green I Probes,Inc.,Eugene,OR) (Molecular را در هر سیکل پیگیری نمود. DNA ژنومی جداسازی شده از سلولهای OVCAR3 کشت شده بعنوان مرجع جهت تعیین یکپارچگی نسبی زنجیره DNA در DNA پلاسمایی استفاده شد، زیرا سلولهای کشت شده حاوی DNA ژنومی کاملا سالم بودند. میزان آستانه (Ct) برای هر واکنش توسط بسته نرم افزاری i-cycler محاسبه گردید. میزان Ct 400 جفت بازی برای یک نمونه از میزان Ct 400 جفت بازی کنترل OVCA3 کم شد تا میزان CtΔ برای 400 جفت باز بدست آید. همچنین، میزان Ct 100 جفت بازی برای همان نمونه از میزان Ct 100 جفت بازی کنترل OVCA3 کم شد تا میزان CtΔ برای 100 جفت باز حاصل شود. میزان CtΔ مربوط به 400 جفت باز از میزان CtΔ مربوط به 100 جفت باز کم شد تا میزان CtΔΔ بدست آید. شاخص یکپارچگی بعنوان نمایی ازLN 2) Ct XΔΔ(- محاسبه گردید. همه نمونه ها بدون آگاهی از وضعیت بیماری افراد آنالیز شدند.
آنالیزهای آماری. تست Wilcoxon’s rank-sum برای مقایسه اختلاف شاخص یکپارچگی DNA بین دو گروه بدخیم و غیربدخیم استفاده شد. منحنیهای ROC جهت ارزیابی قابلیت یکپارچگی زنجیره DNA پلاسمایی و غلظت های DNA بعنوان ابزارهای تشخیص کانسرهای تخمدان و غیر مورد استفاده قرار گرفت. یک منحنی ROC، نمایش هندسی حساسیت در برابر میزان مثبت کاذب (ویژگی) است، که جهت ارزیابی کارایی تست در آستانه های مختلف سنجش های تشخیصی مورد استفاده واقع می گردد.



شکل 1.منحنی توزیعی شاخص یکپارچگی DNA در نمونه پلاسمای افراد مبتلا به بیماریهای بدخیم و کنترل غیربدخیم.

real-timePCR کمی برای تعیین شاخصی از یکپارچگی DNA انجام گرفت، که بصورت نسبت فراوانی نسبی محصولات 400 به 100 جفت بازی ژن اکتین تعریف شده است.cutoff(خط عرضی) برابر با 0.59 نشان دهنده بالاترین عدد شاخص در گروه کنترل می باشد.

بحث و نتیجه گیری
شاخص یکپارچگی DNA در همه نمونه ها در شکل 1. نشان داده شده است. شاخص یکپارچگی در دو نمونه بدخیم و کنترل غیربدخیم بطور وسیعی اختلاف داشت. میانه شاخص یکپارچگی DNA در گروه بدخیم برابر 0.66 (0.90-0.42 = دامنه چارکهای میانی) بود، که بطور معناداری بالاتر از 0.14 (0.28-0.06 = دامنه چارکهای میانی) می باشد. P<0.0001,Wilcoxon’s rank-sum test)). نمای ژل محصولات PCR مربوط به 10 نمونه در شکل 2. نشان داده شده است. باندهای قابل تشخیصی از محصولات PCR100 و 400 جفت بازی با تراکم مشابه در گروه بدخیم مشاهده می شود. برعکس، میزان باندهای 100 جفت بازی در گروه غیربدخیم بسیار بیشتر از میزان باندهای 400 جفت بازی است، که نشان دهنده فراوانی نسبتا کم قطعات DNA بلندتر در پلاسمای گروه کنترل است. محصولات 100 و 400 جفت بازی هر دو حاوی سکانسهای نوکلئوتیدی صحیحی بودند که ویژگی روش real-time را نشان می دهد. با اینکه تعداد بیماران درهر دسته بیماری کم بود، هیچ ارتباطی بین شاخص یکپارچگی DNA و یک بیماری خوش خیم یا نوع خاصی از سرطان دیده نشد.


شکل 2. تصویر ژل مربوط به محصولات 100 و 400 جفت بازی PCR از 5 کنترل غیربدخیم و (شماره های 1 تا 5) و 5 نمونه بدخیم (شماره های 7 تا 11). محصولات PCR از مرحله نمایی (exponential) آنالیز real-time PCR حاصل شده اند (سیکل بیست و هفتم PCR برای 100 جفت باز و بیست و هشتمین سیکل PCR برای 400 جفت باز). همه نمونه ها حاوی محصولات قابل تشخیص 100 جفت بازی بودند. میزان باند محصول 400 جفت بازی در نمونه های بدخیم بسیار بیشتر از کنترلهای غیربدخیم است. سطر 6 کنترل منفی را نشان می دهد

منحنی ROC برای ارزیابی آنالیز یکپارچگی DNA در تشخیص بیماریهای توموری بدخیم مورد استفاده قرار گرفت. همانطور که در شکل 3. نشان داده شده است، ناحیه زیر منحنی ROC برای شاخص یکپارچگی DNA در بیماران بدخیم برابر 0.911 در مقابل بیماران غیربدخیم بود. برعکس، با وجود اختلاف غلظت DNA بین دو گروه خوش خیم و سرطانی (P=0.015 , Wilcoxon Rank Sum test)، ناحیه زیر منحنی ROC برای غلظت DNA پلاسما تنها 0.71 بود. غلظت DNA مقدار کمی را به شاخص یکپارچگی DNA افزوده بود، بطوریکه ناحیه زیر منحنی ROC را از 0.911 به 0.912 رسانید.


شکل 3. آنالیز منحنی ROC شاخص یکپارچگی DNA در تشخیص سرطان. ناحیه زیرین منحنی ROC برای شاخص یکپارچگی DNA جهت تمایز نمونه های بدخیم از غیربدخیم 0.911 بود.

طبق گزارش قبلی ما، این یافته ها نشان می دهند که تغییرات کیفی DNA نسبت به تغییرات کمی آن DNA پلاسمایی رها شده از تومور را بهتر مشخص می سازد. بیشترین حساسیت و اختصاصیت در سطح آستانه شاخص یکپارچگی 0.59 بود. با تعیین ضریب cutoff برابر با 0.59 برای تست مثبت، هیچ یک از 65 فرد مبتلا به بیماریهای غیربدخیم مثبت نمی شود. در حالیکه 38 نفر از61 بیمار بدخیم مثبت می شوند. ](0.74-0.50=CI 95%) 0.62=حساسیت[. با این cutoff، 50% (6 نفر از 12 بیمار) مبتلایان به مرحله (I) کانسر مثبت شدند، و همه 11 بیمار با توده های خوش خیم زائدی که بطور بالینی امکان تشخیص اشتباه بدخیمی های دستگاه ادراری-تناسلی در مورد آنها وجود داشت، نتیجه منفی بدست آوردند. سنجش یکپارچگی DNA قابلیت تکرار پذیری برابر با r=0.965 (همبستگی خطی) را زمانیکه همان نمونه ها بطور جداگانه توسط دو پژوهشگر آنالیز گردید، نشان دادند. شکل 4.


شکل 4. بررسی اختلاف اندازه گیری شاخص یکپارچگی DNA. نمونه های یکسانی از DNA پلاسمایی توسط دو پژوهشگر (Experiments1&2) با استفاده از پروتکل و تکنیک یکسان آنالیز شد. ارتباطی بین شاخص حاصل از آزمایش 1 و 2 با r=0.965 وجود دارد. زمانیکه ضریب 0.59 بعنوان cutoff برای تعیین مثبت بودن تست بکار گرفته شد، درصد توافق 95.5% است.

با اعمال ضریب 0.59 بعنوان cutoff در تعیین تست مثبت، درصد توافق 95% بود. از 40 تومور تخمدان، درمورد 25 بیمار، میزان سرمی CA125 در دسترس بود. با وجود اینکه حساسیت CA125 (میزان cutoff کلینیکی، 35 units/ml<) در تشخیص سرطان تخمدان 80% بود، که مشابه گزارش قبلی ما نیز می باشد، 4 مورد از 5 بیمار CA125 منفی دارای شاخص یکپارچگی بالاتر از 0.59 بودند، که این نشان می دهد آزمایش یکپارچگی DNA، مکمل تست CA125 در تشخیص تومورتخمدان می باشد. مهمتر اینکه، ویژگی بسیار بالای سنجش یکپارچگی DNA با استفاده از ضریب 0.59 بعنوان cutoff، بدلیل اینکه میزان مقادیر CA125 در بسیاری از بیماریهای خوش خیم نیز بالا می رود، دارای اهمیت ویژه ای می باشد.
این مقاله با شواهد متقاعدکننده ای بیان می دارد که افزایش شاخص یکپارچگی DNA در DNA پلاسمایی می تواند در درصد قابل توجهی از بیماران مبتلا به بدخیمی های بالقوه قابل درمان، با اختصاصیت بالا تشخیص داده شود. این سیستم سنجش، برعکس سایر تکنیکهای پیچیده تر مانند آنالیز پلی مرفیسم تک نوکلئوتیدی دیجیتالی، می تواند ابزاری نسبتا ساده و ارزان برای تشخیص سرطان در جمعیت عمومی فراهم آورد. گرچه برای اینکار اثبات افزایش یکپارچگی زنجیره DNA در سایر انواع بدخیمی نیز مورد نیاز است. آنالیز یکپارچگی DNA برای تشخیص سرطان در ویژگی 100% برابر 62% بود. حساسیت بایستی بواسطه آنالیز محصولات PCR 100 و 400 جفت بازی تکثیریافته از نواحی کروموزومی مختلفی افزایش یابد که در آنها نواحی 400 جفت بازی بفراوانی تکثیر شده، و ناحیه 100 جفت بازی بطور شایع طی کانسر حذف شود. از آنجاییکه شاخص یکپارچگی بعنوان فراوانی نسبی 400 جفت بازی به 100 جفت بازی تعریف شده است، این رویکرد احتمالا خواهد توانست عدد شاخص بالاتری را در گروه سرطانی بوجود آورد و اعتبار آزمایش را افزایش خواهد داد. نتایج آنالیز یکپارچگی DNA، همچنین می تواند با بیومارکرهای مرتبط با تومور سرمی در حال کشف و یا موجود از قبلی همراه شود که دارای حساسیت بالایی اند درحالیکه ویژگی آنها پایینتر از آن است که بعنوان تستهای غربالگری سرطان بطور مستقل مورد استفاده واقع شوند. توجه به این نکته حائز اهمیت است که اختصاصیت و حساسیت حاصل از میزان cutoff بهینه در این مطالعه، ممکن است در سایر گروههای بیمار مناسب نباشد و ارزیابی کارآیی تست با موارد کنترلی معرفتری شامل گروههای سنی مختلف و بیماریهای مستقل مانند امراض التهابی، خودایمنی و عفونی در مطالعات همگروهی آینده ضروری خواهد بود.

REFERENCES

1. Leon, S. A., Shapiro, B., Sklaroff, D. M., and Yaros, M. J. Free DNA in the serum
of cancer patients and the effect of therapy. Cancer Res., 37: 646–650, 1977.
2. Anker, P., Mulcahy, H., Chen, X. Q., and Stroun, M. Detection of circulating tumour
DNA in the blood (plasma/serum) of cancer patients. Cancer Metastasis Rev., 18:
65–73, 1999.

3. Jahr, S., Hentze, H., Englisch, S., Hardt, D., Fackelmayer, F. O., Hesch, R. D., and
Knippers, R. DNA fragments in the blood plasma of cancer patients: quantitations and
evidence for their origin from apoptotic and necrotic cells. Cancer Res., 61: 1659–
1665, 2001.
4. Muller, M., Krause, H., and Goessl, C. Circulating cancer cells and cell-free nucleic
acids as tumor markers. In: E. P. Diamandis, H. Fritsche, H. Lilja, C. C. W. Chan, and
M. K. Schwartz (eds.), Tumor Markers, Ed. 1, pp. 107–122. Washington DC: American
Association for Clinical Chemistry, 2002.
5. Chang, H. W., Lee, S. M., Goodman, S. N., Singer, G., Cho, S. K., Sokoll, L. J.,
Montz, F. J., Roden, R., Zhang, Z., Chan, D. W., Kurman, R. J., and Shih Ie, M.
Assessment of plasma DNA levels, allelic imbalance, and CA 125 as diagnostic tests
for cancer. J. Natl. Cancer Inst. (Bethesda), 94: 1697–1703, 2002.
6. Chang, H-W., Ali, S. Z., Cho, S. K. R., Kurman, R. J., and Shih, I-M. Detection of
allelic imbalance in ascitic supernatant by digital SNP analysis. Clin. Cancer Res., 8:
2580–2585, 2002.
7. Chen, X. Q., Stroun, M., Magnenat, J. L., Nicod, L. P., Kurt, A. M., Lyautey, J.,
Lederrey, C., and Anker, P. Microsatellite alterations in plasma DNA of small cell
lung cancer patients [see comments]. Nat Med., 2: 1033–1035, 1996.
8. Nawroz, H., Koch, W., Anker, P., Stroun, M., and Sidransky, D. Microsatellite
alterations in serum DNA of head and neck cancer patients. Nat Med., 2: 1035–1037,
1996.
9. Singer, G., Oldt, R., III, Cohen, Y., Wang, B. G., Sidransky, D., Kurman, R. J., and
Shih Ie, M. Mutations in BRAF and KRAS characterize the development of lowgrade
ovarian serous carcinoma. J. Natl. Cancer Inst. (Bethesda), 95: 484–486, 2003.
10. Loeb, L. A. Microsatellite instability: marker of a mutator phenotype in cancer.
Cancer Res., 54: 5059–5063, 1994.
11. Cohen, Y., Zhao, X. M., Mambo, E., Guo, Z., Wu, G., Trink, B., and Sidransky, D.
BRAF mutation in a papillary thyroid carcinoma. J. Natl. Cancer Inst. (Bethesda), 95:
625–627, 2003.
12. Boynton, K. A., Summerhayes, I. C., Ahlquist, D. A., and Shuber, A. P. DNA
integrity as a potential marker for stool-based detection of colorectal cancer. Clin.
Chem., in press, 2003.
13. Giacona, M. B., Ruben, G. C., Iczkowski, K. A., Roos, T. B., Porter, D. M., and
Sorenson, G. D. Cell-free DNA in human blood plasma: length measurements in
patients with pancreatic cancer and healthy controls. Pancreas, 17: 89–97, 1998.
14. Shih, I-M., Sokoll, L. J., and Chan, D. W. Tumor markers in ovarian cancer. In: E. P.
Diamandis, H. A. Fritsche, H. Lilja, D. W. Chan, and M. K. Schwartz (eds.), Tumor
Markers Physiology, Pathobiology, Technology, and Clinical Applications, pp. 239–
252. Philadelphia: AACC Press, 2002.
15. Zhang, Z. Combining Multiple Biomarkers in Clinical Diagnostics: A Review of
Methods and Issues, Ed. 1. Washington DC: AACC Press, 2002.
16. Zhang, Z., Barnhill, S. D., Zhang, H., Xu, F., Yu, Y., Jacobs, I., Woolas, R. P.,
Berchuck, A., Madyastha, K. R., and Bast, R. C., Jr. Combination of multiple serum
markers using an artificial neural network to improve specificity in discriminating
malignant from benign pelvic masses. Gynecol. Oncol., 73: 56–61, 1999.





















نام کاربری :
نام رمز :
 

میکروبیولوژی (میکروب شناسی)

ایمونولوژی (ایمنی شناسی)

کنترل کیفی

هماتولوژی (خون شناسی)

بیوشیمی

بانک خون

پاتولوژی (آسیب شناسی)

مایعات بدن

ژنتیک

بیوتکنولوژی (زیست فن آوری)

نانوتکنولوژی

سم شناسی

تومور مارکر

آندرولوژی

بیولوژی سلولی و مولکولی

کلیه حقوق معنوی و مادی این سایت برای شرکت تحقیقاتی تولیدی فارمد آوران سبز محفوظ است 2017®

آسپريلوزيس, معده, میکروسکوپی, اسکریپس, نفروز, نوترکیبی, انسولينوما, گلوسيد, لنزهای, اینترنال, تضمین کیفیت در بخش نمونه گیری, ويروس‌ها, وزیکول, هماتوكسيلين, نوراپى‌نفرين, گرانولر, برونکوژنیک, lymphoblastic, اکتینو مایست, اپتيك, اریتماتوس, انجام یک آزمون الایزا مبتنی بر سیستم‌های استرپ اویدین – بایوتین, بيماري‌ هوچكين‌, گرانول, موم, ویواکسی, Chronic Myeloid Leukemia- CML, گلومرولي, فناوری‌های, Roche, باکتری‌ها, کارشناس, لپتین, سایکلین, محققان تبريزي, ناقلين, میکروسکوپی, تاثير روزه داری بر دستگاه گوارش و کبد , کوتینگ, اسید آمینه آرژنین , نارسایی کبد, بافت عصبی, مراسم تجلیل از دانشجویان نمونه کشوری سال 92 , هموگلوبین خون, کروموژنهای, حملات قلبی و مغزی, عفونت های خونی, منیزیم, میکرودرم ابریژن, واکنش‌هاى فيزيکى و شيميائى, سلول پایه درمانی, هپاتیت, Arsenazo, ویروس, کالیبراسیون, لاپلاس, گوارش, پیام دکتر محمد حسین اعرابی, هلیکوباکتر, مورفولوژي, سلول های بدن, انجام برخی از آزمایشها, Plasmodium, سایتوکاینهای اینترلوکین, هیپرلیپوپروتئینمی, ائوزینوفیل, viruses, استروژن, استانداردهای, همولیز,